این وبلاگ خیلی خیلی تازست و ما هنوز هیچ دوستی نداریم که مطالب رو بخونه ولی خب میدونم که بزودی میان واسه همین میخام یکم راجع به خودمون بگم که اینجا بمونه البته من از نگاه خودم میگم و بقیش رو میذارم واسه آریا اگه دوس داشت بیاد تکمیل کنه
منو آریا جفتمون داریم وارد 24 سالگی میشیم... آریا یک ماه از من بزرگتره... من دانشجوی ترم اخر روانشناسیم بعضی وقتا زبان تدریس میکنم کارای آنلاین هم انجام میدم...و آریا موزیسین و همینطور تکنسین موبایله و تدریس هم میکنه که تو کار خودش فوق العادست به جرات میتونم بگم یکی از بهتریناست تو این رشته
از تابستون سال 92 خیلی اتفاقی تو کتابخونه آشنا شدیم...و ماجراهای زیادی داشتیم دوستای زیادی داشتیم که الان دیگه کنارمون نیستن... تا سال 94 که از هم جدا شدیم و هرکی رفت دنبال زندگی خودش... دوس ندارم زیاد راجع به این زمان بگم واقعا آزار دهندست برام مثل یه فضای خالیه که هیچ طوره نمیتونم پرش کنم...الان تقریبا داره میشه دوماهی که باز همدیگرو پیدا کردیم و کنار همیم... و قرار هم هست که بمونیم کنار همدیگه قول دادیم که همو تنها نذاریم...تصمیم گرفتیم اینجا بنویسیم از زندگیمون و از خاطره های دوتاییمون... حالت نوستالژی داره... اونموقع ها هم که باهم بودیم خیلی اینکارو میکردیم... با جزییات همه لحظه هامونو مینوشتیم... امیدوارم اینجا پر بشه از خاطره های قشنگمون..و خنده هامون و موفقیتامون...
آشنایی...ما را در سایت آشنایی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 81